گزارش صعود کشوری به رشته کوههای دالانکوه (قله آنالوجه 14 الی 15 خرداد 1388)

 قله آنالوجه به ارتفاع 3910 متر و مختصات جغرافیایی 962669-32 شمالی(59342-50 شرقی) معروف به دماوند اصفهان از بلندترین قلات این رشته کوه می باشد که  در شهرستان فریدن واقع شده است. دلیل این اسم گذاری به نام دماوند بر این خاطر است که این قله با وجود ارتفاع نسبتاً معمول حب و هیبت قله دماوند را داراست و قله آنالوجه از مسافتی دور نوید بخش یک صعود پر افتخار را به تمامی کوهنوردان عزیز می دهد.

برنامه از اینجا شروع می شود که تمامی همنوردان چه از تیم های کوهنوردی و چه از هیئت استان، که شور و اشتیاق خود را به این ورزش انسان ساز نشان میدادند در ساعت 2 در کنار ورزشگاه تختی به گرد آمدند. در این جمع با شکوه گروه رهاد متشکل شده از آقایان: محمد نوحه به عنوان سرپرست برنامه و مسئول هماهنگیِ با هیئت، احسان ذاکری هرندی و فرزاد فلاحتی و از خانم ها: خانم  لیلا مزدبران که ما را با حضور گرمشان یاری کردند. اعضای رهاد بدلیل شناخته بودن از طرف هیئت وظایفی در این همایش کشوری بر عهده داشتند. از جمله خانم مزدبران که یکی از مسئولین تیم بانوان و آقای احسان ذاکری نیز یکی از مسئولان برگذاری مراسم و آقای رحمان میرشیری که در آنالوجه به ما پیوست مسئولیت آمار را به عهده داشتند.

تا آمد جمعمان جمع شود ساعت 2:30 دقیقه بود که ورزشگاه تختی را به مقصد روستای آنالوجه در شهرستان فریدن با 3 اتوبوس ترک کردیم. در طول سفر با خیلی از پیشکسوتان این ورزش هم کلام و هم سخن شدیم که پای حرف هر کدام نشستی چنان از این ورزش کوهنوردی تعریف و تمجید می کردند  که مجذوب سخنانشان می شدیم.

ساعت 7 بعد از ظهر به روستای آنالوجه با خانه هایی از جنس کاهگل که جمعیت کمی را در خود جای داده بود رسیدیم. مردمانی مهمان نواز و خونگرم و دوست داشتنی و در عین حال متعهد به ارزشهای اسلامی.

هیئت استان فریدن از قبل مقدمات رفاه و آسایش کوهنوردان عزیز را فراهم کرده بود که شب را به راحتی و بدون دغدغه سپری کنند.

آقایان در حسینیه چهارده معصوم و خانم ها در حسینیه ای بالاتر به اسم امیرالمؤمنین به استراحت پرداختند. تا غروب خورشید فرصت مناسبی بود برای گشت و گذار در طبیعت زیبای روستا. طبیعتی که در آن نه از آلودگی صوتی خبری بود و نه از آلودگی هوا. همه چیز مهیا بود برای این کوهنوردان تا فردا با قدم های راسخ و استوار خودشان یک صعود پر افتخار دیگر را در کارنامه ی افتخارات خودشان بگنجانند. ساعت 10 شب جلسه ای در حسینیة بالاتر برای تمامی کوهنوردان که دیگر جمعمان تقریباً جمع شده بود و از تمامی نقاط کشور خودشان را به این همایش بزرگ رسانده بودند برگذار شد. محتوای این جلسه مسائل فنی، مسائل پزشکی و معرفی منطقه و ساعت و چگونگی حرکت برای کوهنوردان اعلام شد که در این میان با  سخنرانی های احسان ذاکری، مسابقه ای برگزار شد و در همان شب جوایزی به برندگان اهدا شد. ساعت از 12 گذشته بود. افراد کم کم خواب را بر چشمان خود می دیدند و به این امید که فردا پا به قله آنالوجه بگذارند خوابیدند. ساعت 4:30 صبح بیدار باش بود اما از ساعاتی قبل اکثراً خود را آماده حرکت می کردند و کوله می بستند. ساعت 5 صبح پس از آماده شدن و اقامه نماز در بیرون حسینیه در فضای مهتابی روستا که در بام آن ستارگان روشنایی راهمان بودند حرکتمان را آغاز کردیم. چه با شکوه، و چه با صلابت و چه با افتخار این مردان و زنان کوهنورد قدم در راه می گذاشتند، طوریکه هدف از چهره شان نمایان بود. ما پشت به خوردشید حرکت می کردیم و طلوع زیبایش را که بر تن کوهها می تابید متوجه می شدیم. از گردنه ها و دشت ها گذشتیم و چه سفره ای خداوند در دل این کوه ها گسترانیده بود که انسان با دیدنش محو زیبایی و قدرت خداوند می شد. ساعت 7 به چشمه ای برای صرف صبحانه رسیدیم به  اسم محلّی چشمه گودال. صبحانه را کوهنوردان در آنجا صرف کردند و رأس ساعت 7:30 ادامه مسیر را شروع کردند. در این دشت وسیع قله نمایان بود و ما صبورانه بسوی او میرفتیم. در میان راه به چشمه ای دیگر برخوردیم به اسم محلّی چشمه لر، در آنجا دست و رویی شستیم و باز حرکت خود را به سوی قله ادامه دادیم. در راه به علت اینکه مسافت زیاد بود و جمعیت هم زیاد،  استراحت های کوتاه مدت داشتیم. از آن بالا که به طول صف نگاه می کردیم صحنة وصف ناپذیری را می دیدیم. تصور کنید نزدیک به هزار نفر که هر کدام حداقل 2 متر فضا اشغال کرده باشند طول صف به 2 کیلومتر می رسید. راه را ادامه دادیم، در گردنه های کوه بود که با چاهی که تا کنون ارتفاع آن از نظر ها پنهان مانده بود مواجه شدیم. این نیز از شگفتی های این کوه است. ساعت 11:30 به قله آنالوجه رسیدیم، این کوه بر خلاف وسعت زیادی که داشت از قله کوچکی برخودار بود. گروه گروه، نوبت به نوبت پا به قله می گذاشتند و پرچم خود را با افتخار می گشودند و با آن عکس می گرفتند. گویا این لحظه از زیباترین لحظات برای یک کوهنورد است. عکس ها گرفته شد و با استراحتی کوتاه و تنقلاتی مختصر ساعت 12 عزممان را جزم کردیم برای بازگشتن. ساعت 15:30 دقیقه گروه ما به چشمه گودال همان جایی که صبحانه صرف شد رسیدیم. هیئت کوهنوردی فریدن که ناهار را برای تمامی کوهنوردان تدارک دیده بودند از آنها پذیرائی کردند. صرف ناهار تا ساعت 16:30 دقیقه به طول انجامید. البته نه ناهار خوردنمان بلکه خانم همنوردی بدلیل سهل انگاری خود و سرپرست خود که از شمال کشور در این همایش شرکت کرده بودند دچار مشکل شده بود و سرپرستان و مسئولان و هم چنین پزشک برای معالجه او تلاش بی دریغی می کردند. شخص مصدوم به کمک دیگر همنوردان با برانکارد و گاهاً به کمک موتور سواران محلّی به روستا برده شد. و از آنجا به بیمارستان فریدن. که این اتفاق برای این همنورد عزیز شیرینی یک صعود پر افتخار را برای دیگر همنوردان بلاخص هم تیمی های خود همراه با ناراحتی می کرد. ساعت 19 در حالیکه هوا ابری بود به روستا رسیدیم و بلافاصله سوار اتوبوس ها شدیم. در این هنگام بود که خداوند نعمتش را با بارش باران، به اوج خود رساند و آن را بدرقه راهمان کرد. ساعت 21 با کوله باری از آموختنی های مفید کوهنوردی که برای خود عالمی بی انتها دارد و اثر بخش در زندگیست به اصفهان رسیدیم.

« به پایان آمد این دفتر            حکایت همچنان باقیست»

کمیته ی گزارش نویسی(نویسنده ی گزارش: فرزاد فلاحتی)